سجاده فرشها از چه زمانی پدید آمدند؟ چطور رواج پیدا کردند؟
همزمان با ورود اسلام به ایران، مسلمانان ایرانی با بکارگیری هنر معماری خود در ساخت مساجد، مساجدی را بنا نهادند که به لحاظ ظاهری از مساجد قدیمی متفاوت بود. این مساجد در زمان صفویان خلق شده و دارای گنبد و گلدسته بودند. امروزه نیز معماری ساخت مساجد شبیه معماری ساخت مسجد در دوران صفویان است. در ابتدای بنا نهادن مساجد، به دلیل تعصبات بی جا و سخت گیری امویان و عباسیان مساجد بدون فرش بودند. حتی پس از خلق سجاده فرش ها نه تنها از آن ها برای فرش کردن مساجد استفاده نمی شد بلکه امویان سجاده فرش ها را می سوزاندند زیرا اعتقاد امویان بر آن بود که چون پیامبر اکرم (ص) برای نمازگزاردن از سجاده فرش ها استفاده نمی کرده اند پس استفاده از سجاده فرش برای نماز خواندن نوعی بدعت در دین است. امّا با گذشت زمان و از دوره سلجوقیان به بعد بافتن فرش های کوچک شبیه سجاده های کنونی آغاز شد. با ورود فرش به دربار سلطنت موجب شد که نگاه ها نسبت به سجاده فرش ها عوض شود. به این ترتیب، سجاده فرش ها را نه تنها مانعی برای ارتباط با خالق خویش نمی پنداشتند بلکه به عکس، سجاده فرش ها آنقدر قداست یافته بودند که نمازگزاران پس از اتمام نماز خود، سجاده فرش ها را جمع می کردند و در کناری می نهادند زیرا باورشان این بود که اگر سجاده فرش ها جمع نشوند، شیطان برای جلوس از آن استفاده خواهد کرد. به این ترتیب، این نوآوری جدید در صنعت فرش و نساجی مورد پذیرش عموم قرار گرفت و روز به روز استفاده از آن گسترش یافت.
فرش های ایرانی از همان ابتدا دارای اشکال منتظم بودند. اشکال منتظم بنابر سلیقه مشتریان تغییر می کردند.
واژه محراب از مهرابه هایی گرفته شده که مربوط به آیین مهرپرستی می باشد. ایرانیان تازه مسلمان شده میراث هنری نسل های گذشته خود را به آیین اسلام وارد کردند و نظم و تعریف نوینی از برپایی نماز و پرستش دسته جمعی خداوند به دیگر مسلمانان آموختند. اندک اندک این به سنت نهادینه تبدیل شد که مسجد باید یک سری شاخصه ها داشته باشد تا به آن مکان مسجد خطاب شود از جمله داشتن محراب، یعنی جایگاه ایستادن امام جماعت که جهت قبله را نیز با احداث آن تعیین می کردند. دیواره محراب ها ظاهری شبیه فرش های ایرانی داشت و از دو لچکی در گوشه برخوردار بود و بخاطر همین به این لچکی ها در سجاده فرش ها ، محراب فرش گفته می شود. بدین ترتیب نوع جدیدی از سجاده فرش ها به میان آمد که سجاده فرش ها محرابی یا فرش محرابی نام گرفت. در فرش های متعارف فضا برای فاصله دار بودن دو لچک به حد کافی برقرار است ولی درسجاده فرش چون فضا کم و محدود است دو لچک به همدیگر متصل می شوند و شکلی شبیه دیواره محراب مسجد به خود می گیرند و به همین خاطر است که در فارسی به این فرش های سجاده ای فرش محرابی هم گفته می شود. فرش های محرابی غالبا در مساجد اهل تشیع مورد استفاده قرار می گیرند.
در فقه اهل سنت از ایستادن بر سجاده فرش هایی که دارای گل و بوته و تمثال جانداران و اماکن باشد پرهیز داده شده است و در مساجد اهل سنت بیشتر مشاهده می شود که روی سجاده فرش هایی نماز می خوانند که به فرش تشریفات معروفند. سجاده فرش ها های ماشینی تشریفاتی ساده بافت هستند و گل و بوته و محراب و ستون ندارند. بدین ترتیب فرش تشریفاتی نیز به مساجد و اماکن مذهبی مسلمانان راه یافت. در پایین رول های فرش های تشریفات مکانی مشخص وجود دارد که به آن "خط پا" می گویند یعنی جایی که باید روی آن ایستاد. اما بعضا برخی مساجد به خصوص مساجد اهل تشیع از این خط به عنوان مکانی برای گذاشتن مهر استفاده می کنند.
معمولاً طرح اصلی فرش سجاده ای محرابی است. داشتن قندیل، ستون و سر ستون در سجاده فرش معمول است. دوران طلایی بافت فرش سجاده ای اوایل سده 17 میلادی (قرن یازدهم هجری) بوده است. شیعیان در بالای محراب سجاده فرش های خود یا در حاشیه سجاده کتیبه هایی به نام ائمه معصومین و اشعاری در مدح ایشان و کلماتی چون «یا هو» یا حروف ابجد مانند ۱۲۱ (یا علی)، ۱۱ (هو) می بافتند. در حالی که سجاده فرش های ایرانی با گل و بوته و نقش جانوران زیاد دیده شده، فرش سجاده ای مناطق دیگر - مانند آسیای صغیر- هرگز با شکل حیوانات دیده نمی شود. سجاده فرش های بافت بلوچستان، افغانستان و ترکمنستان رنگ متن قرمز سیر، ارغوانی تیره یا مشکی دارند.
تاریخچه سجاده فرش در ایران
فرش ایرانی قدمت دیرینه و هزاران ساله دارد.
با توجه به این که ایرانی ها مردم خلاقی بودند، در کنار پرورش گاو، گوسفند و شتر، پشم های آن ها را می چیدند. با رسیدن به تکنولوژی ریسندگی، از این پشم ها نخ تولید می کردند و با علم بر چگونگی بافت و ادغام نخ ها به علم تولید پارچه هم رسیدند. با گذشت زمان به تولید زیرانداز هم پرداختند، این شروع صنعت قالی بافی در دنیا بود که اکنون ایرانی ها را به سرآمد جهان در این عرصه تبدیل کرده است. تاجران اروپایی از این فرش های زیبا با نقش های گل و بوته و طبیعت نمی توانستند صرف نظر کنند و از فرش های ایرانی مخصوصا فرش های ابریشمی به شدت استقبال می کردند.
حال این سوال برای عده ای بوجود می آید سند علمی که ایران در این حوزه قدیمی تر است، چیست؟
علت آن همان قالیچه پازیریک است که موجود هست و به عنوان قدیمی ترین قالی پرزداری است که در دنیا شناخته شده است.
جالب این که گران قیمت ترین فرش جهان را در ایران یافته بودند. فرشی به نام بهارستان که طولی برابر 140 متر داشت و عرض آن 24 متر و حتی طبق تحقیقات دانشگاه های اروپا شامل ابریشم و طلا و نقره به صورت یکپارچه بوده است.
این فرش در زمان ساسانیان در کاخ کسری تیسفون بود که متاسفانه به علت عدم آگاهی اعراب از ارزش آن این فرش را به قسمت های کوچکتر تقسیم کردند و هر کدام یکی از قسمت ها را برداشتند.
از زمانی که اسلام وارد ایران شد، ادغام فرهنگ ها امری طبیعی به نظر می رسید. هم از نظر معماری مساجد و هم از نظر فرش که کالای تجملاتی ایرانی ها بود. ایرانی ها تولید کننده ابزارهای تجملاتی مثل فرش بودند که علما و فقهای اسلام، با این موضوع که از سجاده فرش برای نماز خواندن استفاده شود، مشکل داشتند اما به مرور زمان مجبور بودند تا با آن کنار بیایند.
از زمانی که فرش به عنوان یک کالای زیبا و تزئینی وارد دربار و کاخ اعراب شد، اندک اندک از تعصبات بی جای خود کوتاه اومدن و پذیرفتند که فرش مانع ارتباط خدا و بندگان نیست.
اما این قبول کردن با شروطی همراه بود و آن اینکه از نقش حیوان و گل و بوته و ساختمان استفاده نکنند، البته این موضوع هم با گذشت زمان کمرنگ تر شد.
به مرور زمان استفاده از فرش های سجاده ای نیز رونق گرفت، در واقع در مساجد و نماز خانه ها، جانشین سجاده های کوچک شد، طوری که اکنون زیبایی و فضای روحانی یک مسجد، حسینه و نمازخانه را می توان با انتخاب یک سجاده فرش با کیفیت و زیبا، تامین کرد.
اولین سفارش های سجاده فرش از طرف کشورهای عربی به فرش بافان کاشانی بود و بعد از آن به مرور با استقبال چشمگیری مواجه شد.
سجاده های ایرانی بیشتر با نقش جانوران وگل و بوته بافته می شد، سجاده های مناطق بلوج و ترکمن و افغان بیشتر با متنی به رنگ ارغوانی تیره و قرمز سیر و مشکی بود، البته نقش جانور در مناطق دیگر مثل مناطق آسیای صغیر با مخالفت روبرو می شد.
هم اکنون فرش های سجاده در طرح های محرابی و تشریفاتی بافته می شود، ضمن این که بیشتر از نقش قندیل و ستون و سرستون برای زیبایی آن ها استفاده می شود.